اونـ: تو میدونی نمیتونیم با هم باشیم چرا نمیری؟

اونـ: تو میدونی نمیتونیم با هم باشیم چرا نمیری؟
منـ: میترسم
اونـ: از چی میترسی؟
منـ: از جداییت،جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون هشت طبقست شاید زمین بخورم و نمیرم اما هنوز به زمین نرسیده از ترس مردن میمیرم...
دیدگاه ها (۱)

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

آدمها مثل آینه آن.وقتی بهم نگاه میکنی اون چیزی که میبینی بیش...

Do I love him, or do I hate him?P²⁷الان به جونگو چی بگم مستق...

پارت ٨:با بالا تنه برهنه جلوم وایستاد بدن عضله ای داشت واقعا...

پارت ۵۲

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت پسرت بودید شب پیش همد...

part¹¹ویو جونگکوک::وقتی به مقصد رسیدم ماشینم و پارک کردم و ر...

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

عشق منp۵۶کوک:میخواستی اون جونگهیون عوضی براش پدری کنه بگو ا‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط