{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ٨:

پارت ٨:
با بالا تنه برهنه جلوم وایستاد بدن عضله ای داشت واقعا خیلی تعجب کردم تو یه چشم به هم زدن مثل برگ از روی زمین بلندم کرد خودش نشست روی مبل و منو گذاشت روی پاش. از خجالت لپام سرخ شده بود. داشت به چشام نگاه میکرد سرشو اورد نزدیک و من با ترس سرم رو عقب بردم. همین کار تکرار شد. سعی کردم فاصله بگیرم که دیدم یه نگاه عصبی توی صورتشه.
وییوی وونگجیون: چرا همکاری نمیکرد اون که میدونست برای چی گفتم شب باهم میخوابیم اون که میدونه وقتی بهش میگم بیبی وقتشه یعنی چی پس چرا این کار رو میکنه؟ چرا باهام همکاری نمیکنه؟ چرا نمیزاره به هر دومون خوش بگذره؟
وونگجیون: مشکلت چیه؟ چرا همکاری نمیکنی؟
جونشی: من... من... اخه...
وونگجیون: اخه چی؟ مگه نمیدونستی منظورم از این حرفا همین بود؟
جونشی: خب... نه.
وونگجیون: پس چه فکری کردی؟ ها؟
جونشی:فکر کردم قراره توی بغلت بخوابم فقط همین نه اینکه این کارا رو بکنیم.
وونگجیون: تو بغلم هم میخوابی ولی قبلش تو هم باید با من همکاری کنی خب؟
جونشی: اخه...
وونگجیون: دیگه چی؟
جونشی: من یکم ترسو به نظر میام.
وونگجیون: چرا؟
جونشی: خب راستش میترسم، خیلی میترسم.
وونگجیون: اخی بیبی کوچولوی من از چی میترسی؟ نگران مباش اونقدر ها هم بزرگ و دردناک نیست.
جونشی: به حرفت اعتماد میکنم. جونشی این حرف رو زد و لباش رو خیلی اروم و روی لبای وونگجیون گذاشت و برداشت. وونگجیون که خیلی خوشش اومده بود زبونش رو روی لبای جونشی کشید و بعد دوباره اونو بوسید. همون طوری جونشی رو برد داخل اتاق و اروم گذاشتش روی تخت کم کم لباسای اونو در اورد و...
دیدگاه ها (۰)

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

ادامه پارت 187نگاش کردم. جدي قاشق رو اورد جلوي دهنم نخوردم و...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

خیلی دلم میخواد آیدیمو عوض کنم ولی میترسم گمم کنید😐💔آخه الان...

#چانمین part:2بعد اتمام حرفش لباش و روی لبام گذاشت، سعی کردم...

سناریو اسلیترین

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط