{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم
که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
دیدگاه ها (۱)

خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نمای...

خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نمای...

خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نمای...

خبرت خرابتر کرد جراحت جداییچو خیال آب روشن که به تشنگان نمای...

نومیدی

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #احساسی...

رها🍂 من تو رااز زمستان های خودتتا بهارِ دیگری رساندمتمام راه...

♡yaşiyorum seni delice ♡...❣️

هر چند رسیدن به تو مقصود و مراد است؛گر میلِ خودت نیست به اصر...

gal benimle 🫴....❣️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط