{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت7:

پارت7:
بعد از رفتنش به طبقه پایین رفتم.پدرم داشت اخبار نگاه میکرد.
خبرفوری:قاتل زنجیره ای چوی جونگ یو بعد از پنج سال تحت تعقیب بودن امروز جسدش در یک کوچه باریک پیدا شد.
خودش بود همونی که امروز به دست هیونجین کشته شد.
لیکس.فلیکس.باصدای مادرم به خودم اومدم گفتم:بله
گفت:شین یو تو حیاط منتظرته
گفتم:برای چی
گفت:مگه یادت رفته قرار بود امروز باهاش بری تمرین برای مسابقات تکواندو.
گفتم:اها اره الان اماده میشم
سریع به اتاقم رفتم وسایلم رو برداشتم و رفتم
شین یو تا من رو دید به سمتم اومد و سلام کردم و با ماشین به سالن تمرین رفتیم.
اون همسن لینو ولی بامن رابطه خوبی داره و تو تکواندو ارشد منه و از وقتی یادمه همیشه اون به من تمرین میده.
بعد از تمرین ازش خداحافظی کردم و از سالن خارج شدم داشتم میرفتم که باپسری برخورد کردم .ژاکت کلاه دار با کلاه نقابی پوشیده بود که باعث میشد چهره اش مشخص نباشه وقتی عذرخواهی کرد دیدمش هیونجین بود .
گفتم:تو اینجا چیکار میکنی؟
گفت:میان اینجا چی کار کنن
گفتم:رزمی کاری
گفت:خب من بوکس کار میکنم
گفتم:موفق باشی
چیزی نگفت و رفت
خیلی کنجکاو شدم برای همین دنبالش رفتم.یه گوشه از سالن یه تو چشم نباشه نشستم.هیون یه تنگ تاپ مشکی با شلوارک ورزشی پوشیده بود.
استاد:هیونجین بیا داخل رینگ و با سوهو مبارزه کن.
کارش عالی بود به ترتیب با چند نفر مبارزه کرد و همه رو برد.یه لحظه محوش شدم.بعد سریع از سالن خارج شدم و به سمت خونه رفتم.
پایان پارت 7
دیدگاه ها (۰)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 196♡⁠。⁠)⁩با شیط...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط