{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود

اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد كالاي بازار کساد

سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم باد

هجرت سرابي بود و بس خوابي كه تعبیری نداشت

هر كس كه روزي يار بود اينجا مرا تنها گذاشت
دیدگاه ها (۳)

بعضی وقتها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی...

به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز در تورا تشخیص دهد . اندوه ...

من اسير واژه محبتــــــــــــــــــــــم خالي ازكينه وهر ح...

در اﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎ رﻧﮓ ﺳـــﮑـــﻮت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺧﻮا...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل م...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل م...

اينجا بجز درد و دروغ هم خانه اي با ما نبود در غربت من مثل من...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل من...

اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل من...

اینجا بجز درد و دروغهم خانه ای با ما نبود در غربت من مثل منه...

اينجا به جز درد و دروغ...همخانه‌اي با ما نبود...در غربت من.....

Roya:اینجا بجز درد و دروغ همخانه ای با ما نبوددر غربت من مثل...

سوداگران در شكل دوست بر نارفيقان شرم بادهجرت سرابي بود و بس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط