{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار هلیکوپتر جنگیاش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به ن

کنار هلیکوپتر جنگیاش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت از او سوال میکردند.

خبرنگار ژاپنی پرسید: " شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟"

شیرودی خندید، سرش را بالا گرفت و گفت: "ما برای خاک نمی جنگیم. ما برای اسلام می جنگیم، تا هر زمان که اسلام در خطر باشد".

این را گفت و به راه افتاد. خبرنگاران حیران ایستادند. شیرودی آستینهایش را بالا زد. چند نفر به زبانهای مختلف از هم می پرسیدند: "کجا؟ خلبان شیرودی کجا می رود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده".

شیرودی همان طور که می رفت، برگشت. لبخندی زد و بلند گفت: "نماز! صدای اذان می آید. وقت نماز است".


━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━
✅کانال #میثم_تمار 👇
@meysame_tammarr
دیدگاه ها (۰)

🌹شیرودی در کنار بالگرد جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کد...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

🌹شیرودی در کنار بالگرد جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کد...

شهید شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران...

🌹 شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر...

📸 شیرودی در کنار هلیکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر...

❣ #عــند_ربـهم_یــرزقون🌱شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط