{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارند اذان می گویند!!!

دارند اذان می گویند!!!

کنار هلیکوپتر جنگی‌اش ایستاده بوده و به سوالات خبرنگاران جواب می‌داد
خبرنگار ژاپنی پرسید: شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟
شیرودی خندید. سرش را بالا گرفت و گفت: ‌
ما برای خاک نمی‌جنگیم؛ ما برای اسلام می‌جنگیم. تا هر زمان که اسلام در خطر باشد…
این را گفت و به راه افتاد. خبرنگاران حیران ایستادند
شیرودی آستین‌هایش را بالا زد
چند نفر به زبان‌های مختلف از هم می‌پرسیدند:‌
کجا؟ خلبان شیرودی کجا می‌رود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده!!!
شیرودی همانطور که می‌رفت ، برگشت. لبخندی زد و بلند گفت:
نماز! دارند اذان می‌گویند…

خاطره ای از زندگی خلبان شهید علی اکبر شیرودی
منبع: کتاب برگی از دفتر آفتاب، صفحه 201
دیدگاه ها (۲)

•🔸•🔷•🔸•خبرنگـار ژاپنے پرسید: شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟؟...

🔸 خبرنگار ژاپنی پرسید: شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟؟؟شیرود...

کنار هلیکوپتر جنگیاش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت...

🌹شیرودی در کنار بالگرد جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کد...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

📸 شیرودی در کنار هلیکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر...

❣ #عــند_ربـهم_یــرزقون🌱شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایست...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

🌹شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط