{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد زده است جان من میوه‌ی جان من کجا

درد زده است جان من میوه‌ی جان من کجا
درد مرا نشانه کرد درد نشان من کجا
دوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستم
این همه اشک عاریه است اشک روان من کجا
او ز من خراب دل کرد چو گنج پی نهان
من که خرابه اندرم گنج نهان من کجا
یار ز من گسست و من بهر موافقت کنون
بند روان گسسته‌ام انس روان من کجا
گه گهی آن شکرفشان سرکه فشان ز لب شدی
گرم جگر شدم ز تب سرکه‌فشان من کجا
روز به روز بر فلک بخشش عافیت بود
آن همه را رسیده بخش ای فلک آن من کجا
ناله‌ی اگر دادستان شد از فلک
ناله‌ی من نبست غم دادستان من کجا
دیدگاه ها (۴)

ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟ منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست...

فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشدبعد از این دیدن او فرض محالت ب...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

مسجدیی بسته آفات شدمعتکف کوی خرابات شدمی به دهن برد و چو می ...

P10صبح روز بعد، هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود.ساعت پنج و نیم...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 126✦...................

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

حماسی

Rofile of the wolf...۹

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

عاشقانه سفر طبیعتگردی باجانانم

خاک سیه مباش که کس برنگیردت ایینه شو که خدمت آن ماهرو کنی جا...

ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئیاز همه دیدها نهان در همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط