{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟
یا صدای غزلت باز مرا می خواند؟

چه هنرمند و چه زیباست ببین چرخ و فلک
که مرا دور سر عشق تو می گرداند

من‌ آنم که دلم عاشق مهتاب نشد
چون‌ شب و روز مرا چشم تو‌ می گرداند

نه فقط شعر و کلام و سخنم بوی تو را
که صدای نفس تار تو را می ماند

این همه زخمه که از یاد تو بر تار تن است
بر تن ناز غزل جامه دران می راند

گر چه چندی است سیه مانده سپهر سخنم
دارم امید که رخسار تو ‌نور افشاند

قافیه تنگ‌، دلم تنگ، سخن بسیار است
دوستدارت در طلبت خون به جگر می ماند
دیدگاه ها (۱)

کجای این شب سنگی ، خودم را جاکنم امشبخودِ گُم کرده را آخر ،ک...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمش یـارب به دستهای خودت میسپارم...

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ز...

نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهینه بر مژگان من اشکی،...

عاشقانه های شبنم

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

.ای غم چه خوش فضای دلم تنگ می کنیبا یاد که٬ تو ای دلکم جنگ م...

هر دم خیال دوستچون ماهتاب بر سر ویرانه‌های دلمستانه پای کوبد...

گاهی هوای شنیدن دارماما صدایی نیستهست ولی به جز هیاهو نیستدل...

مرا صدا کنگاهی هوای شنیدن دارم اما صدایی نیست هست ولی به جز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط