{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)
و دلم شد حرم حضرت عباس علی (ع)

شده ام هیأتی و نوکر دربست حسین (ع)
هر زمان مرغ دلم پر زده بین الحرمین

شده ام خادم و بیمار اباعبدالله (ع)
نفسم بند علمدار اباعبدالله (ع)


#اللهم_ارزقنا_زیارت_کربلاء
دیدگاه ها (۴)

اپلیکیشن توحید

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🌙🖤 دلتنگیِ ما بهرِ حرم... 🥀🏴هر شب جمعه،یک رسم قدیمی‌ست...🌹 ر...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

جمـــع آوری پارچه های عـــزا و سیاه از حـــرم مطهـــر سیدالش...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)و دلم شد حرم حضرت عباس علی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط