حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)
و دلم شد حرم حضرت عباس علی (ع)

شده ام هیأتی و نوکر دربست حسین (ع)
هر زمان مرغ دلم پر زده بین الحرمین

شده ام خادم و بیمار اباعبدالله (ع)
نفسم بند علمدار اباعبدالله (ع)

عشق عباس (ع) و حسین (ع) آمده در خاک و گلم
حیف در حسرت یک کرب و بلا مانده دلم
دیدگاه ها (۵)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)و دلم شد حرم حضرت عباس علی ...

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)و دلم شد حرم حضرت عباس علی ...

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)و دلم شد حرم حضرت عباس علی ...

حمد الله که شدم شیعه حساس علی (ع)و دلم شد حرم حضرت عباس علی ...

حمد لله که شدم شیعه حساس علیو دلم شد حرم حضرت عباس علیشده ام...

از همان روز که مادر به دهان شیر چکاندگوییا روضه عباس به گوشم...

از همان روز که مادر به دهان شیر چکاندگوییا روضه عباس به گوشم...

عشق عباس(ع)و حسین(ع)آمده در خاک وگلمحیف در حسرت یک کرب و بلا...

عشق عباس(ع)و حسین(ع)آمده در خاک وگلمحیف در حسرت یک کرب و بلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط