ادامه ی سناریوی استری کیدز ؛ هان

هان : مدت‌هاست که من عاشق فردی به نام ( برمی‌گرده و بهت نگاه میکنه و ادامه میده ) ( اسمت ) شدم ، این حس از زمانی شروع شد که برای اولین بار دیدمشون ، وقتی که با اون لبخند پر انرژیش و اون چهره قشنگش وارد شد دلم میخواست برای اون زیبایی و جذابیت و پر انرژی بودنش بمیرم ، من میخوام یه سوال ازش جلوی شما ها بپرسم ، دختر تو چجوری تونستی وارد قلب من بشی هر چند جات همون جاست و نباید ازش فرار کنی ، تو منو رام خودت کردی و حالا باید بپذیریش .
از روی صحنه میاد پایین و به سمتت میاد و دستشو به سمتت دراز می‌کنه و میگه:
هان : میشه یه لحظه با من بیایی تمشکم. ( بعد از این که دستت رو میزاری توی دستش ، تو رو همراه با خودش به روی صحنه میاره و جلوت زانو می‌زنه و بعد از درآوردن جعبه حلقه از توی جیبش رو بهت میگه :)
هان : خورشیدی که با اومدنت به زندگیم نور و روشنایی و گرما و امید آوردی ، حاضر تا آخر عمرت مال من باشی و بشی تموم زندگیم ، تموم دار و ندارم ، بشی نفسم ، بشی مسکنی برای آروم شدنم ، بشی گرما و نور خونم ، بهم اجازه داشتنت رو میدی ، قول میدم که دستمو روت بلند نکنم مگر برای نوازشت ، بهت قول میدم حتی با مرگم اشکت رو درنیارم چه برسه به بقیه ی موارد ، قول میدم همیشه شاد و سرحال باشی و توی هر موقعیتی کنارت باشم حتی در بدترین شرایط ممکن ولت نکنم و برای تو هرکاری که بگی من میکنم ، میدونی که دیوونتم از یه دیوونه هم هرکاری که بگی برمییاد ، خودت منو دیوونه کردی پس باید قبولم کنی ، برای تو حتی دنیا هم به آتش میکشم عزیز کرده من
دیدگاه ها (۴)

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

My uncle 2(part 1)

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به ریچارد بیشتر از تو اهمیت میده و تو عص...

رسانه چیز بامزه ای هست!میرسلیم رو از توی گنجه درمیاره؛ خاک ه...

┄┉✿┉┄⇠زهرا، آرمی شجاع ایرانی‌ای بود که قبل از عمل قلبش، یه ن...

زهرا، آرمی شجاع ایرانی‌ای بود که قبل از عمل قلبش، یه نامه بر...

کپشن رو بخونید

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

dark life = 40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط