آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟ آیا من لایق زندگی بوده ام؟ آیا بودن یا نبودن من در این جهان چه فرقی دارد؟
۱ - آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟ آیا من لایق زندگی بوده ام؟ آیا بودن یا نبودن من در این جهان چه فرقی دارد؟
اینها ذاتی ترین مسائل وجود هر بشری است که از سر آغاز سن عقل و بلوغ از اعماق ذاتش سر بر می آورد ولی متاسفانه بسیار اندکند که به این سئوال بپردازند و لذا تلاش می کنند که این صدا را در خود خفه و پژواکش را فراموش کنند و این همان اساس و سرآغاز از خود بیگانگی انسان به اراده خویش است و زمینه غفلت و نسیان و کفر و انکار حیات و هستی خویشتن است.
۲- آیا تو کیستی؟ از کجائی و برای چیستی؟ این ندای وجدان هر کسی است و در حقیقت کلام خدا با انسان است و نخستین وحی وجودی است. انبیای الهی کسانی هستند که گوش خود را در قبال این سئوال کر نکردند و بدان گوش فرا دادند و در صدد پاسخ به آن بودند تا به مسائل و خطابه های دیگری از خداوند روبرو شدند و نهایتاً هم کلام خدا شدند.
این بسیار دردناک است که آدمی بود و نبود خود در جهان را السویه بیابد این همان معنای عدم است و عدمیت آدم است زیرا فقط آنچه که وجود ندارد بود و نبودش السویه است و در اینجا برای هزارمین بار حق کلام علی(ع) را درک می کنیم که کسی که خود را نمی شناسد نابود است.
۴ آیا فرق بود و نبود من در جهان فقط میزان زباله ای است که تولید کرده ام؟ که آنهم در سائر زباله ها محو و نابود می شود. آیا فرق بود و نبود من احتمالاً فرزندانی است که به بهانه همخوابگی من بازنی تولید شده اند؟ بی تفاوتی و بیزاری آنها هم از من نشان دهنده عدم تعلق و ارتباطشان با من است و اینکه حداکثر چند سالی بعد مرگم به یادم آورند
و همین
د آیا فرق بود و نبود من در جهان سنگ قبری است که چند سالی بنام من رقم می خورد آنهم بی آنکه دیدار کننده ای داشته باشد؟
۶- آیا فرق بود و نبود من در جهان چند برگ کاغذ کپک زده و خاک خورده ای است که در اداره ثبت احوال و اسناد بنام من چند سالی باقی می ماند که وارثین من را گاه به یاد من اندازد؟
از کتاب خداشناسی ربوبی ص 22
تألیف استاد علی اکبر خانجانی
اینها ذاتی ترین مسائل وجود هر بشری است که از سر آغاز سن عقل و بلوغ از اعماق ذاتش سر بر می آورد ولی متاسفانه بسیار اندکند که به این سئوال بپردازند و لذا تلاش می کنند که این صدا را در خود خفه و پژواکش را فراموش کنند و این همان اساس و سرآغاز از خود بیگانگی انسان به اراده خویش است و زمینه غفلت و نسیان و کفر و انکار حیات و هستی خویشتن است.
۲- آیا تو کیستی؟ از کجائی و برای چیستی؟ این ندای وجدان هر کسی است و در حقیقت کلام خدا با انسان است و نخستین وحی وجودی است. انبیای الهی کسانی هستند که گوش خود را در قبال این سئوال کر نکردند و بدان گوش فرا دادند و در صدد پاسخ به آن بودند تا به مسائل و خطابه های دیگری از خداوند روبرو شدند و نهایتاً هم کلام خدا شدند.
این بسیار دردناک است که آدمی بود و نبود خود در جهان را السویه بیابد این همان معنای عدم است و عدمیت آدم است زیرا فقط آنچه که وجود ندارد بود و نبودش السویه است و در اینجا برای هزارمین بار حق کلام علی(ع) را درک می کنیم که کسی که خود را نمی شناسد نابود است.
۴ آیا فرق بود و نبود من در جهان فقط میزان زباله ای است که تولید کرده ام؟ که آنهم در سائر زباله ها محو و نابود می شود. آیا فرق بود و نبود من احتمالاً فرزندانی است که به بهانه همخوابگی من بازنی تولید شده اند؟ بی تفاوتی و بیزاری آنها هم از من نشان دهنده عدم تعلق و ارتباطشان با من است و اینکه حداکثر چند سالی بعد مرگم به یادم آورند
و همین
د آیا فرق بود و نبود من در جهان سنگ قبری است که چند سالی بنام من رقم می خورد آنهم بی آنکه دیدار کننده ای داشته باشد؟
۶- آیا فرق بود و نبود من در جهان چند برگ کاغذ کپک زده و خاک خورده ای است که در اداره ثبت احوال و اسناد بنام من چند سالی باقی می ماند که وارثین من را گاه به یاد من اندازد؟
از کتاب خداشناسی ربوبی ص 22
تألیف استاد علی اکبر خانجانی
- ۹.۸k
- ۱۲ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط