{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کربلا خود را مهیا کن که می آید

کربلا خود را مهیا کن که می آید

حسین........

از جفا خود را مبرا کن که می آید

حسین.......

ذره ذره خاک خود را شستشو کن در فرات

چون حرم آغوش خود وا کن که می آید

حسین .........

همره او هست زینب با زنان و کودکان

خیمه ای از عشق بر پا کن که می آید

حسین.......

او ز مکه تا به اینجا طی منزل کرده است

با قدوم او مدارا کن که می آید

حسین......

من گمانم در سفر از تشنگی آزرده است

جامی از آب گوارا کن که می آید

حسیــــــــــن.......
دیدگاه ها (۱)

به خدا کرببلایی شدنم دست شماستجان عباس فراموش مکن نام مرابه ...

می نویسم عشق و بی تردید میخوانم "جنون"هرکسی دیوانه تر، "اَلْ...

شرمنده ام از کربلا گفتن ....عاشقان وصف نگار من از دور خوش اس...

به به به به به عجب شعری..... هرکس که دلش خواست ببیند عظمت را...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

کربلا خود را مهیا کن که می آیدحسین........از جفا خود را مبرا...

کربلا خود را مهیا کن که می آیدحسین........از جفا خود را مبرا...

کربلا خود را مهیا کن که می آید حسین........از جفا خود را مبر...

کربلا خود را مهیا کن که می آید حسین........از جفا خود را مبر...

کربلا خود را مهیا کن که می آیدحسین........از جفا خود را مبرا...

کربلا خود را مهیا کن که می آید حسین........از جفا خود را مبر...

کربلا خود را مهیا کن که می آیدحسیناز جفا خود را مبرا کن که م...

, کربلا خود را مهیا کن که می آید حسین........از جفا خود را م...

کربلا خود را مهیا کن که می آیدحسین........از جفا خود را مبرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط