{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جای سوختگی رو پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چی

جای سوختگی رو پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چیه !؟؟؟؟

.

.

.

گفت بچه بودی چهارشنبه سوری رفتیم خونه بابابزرگ اینا از رو اتیش پریدی گفتم اهان پس اونجا اینطوری شد گفت نه

اومدیم خونه قاشق داغ گذاشتم رو پات تا دیگه از این غلطا نکنی …

مامان.عاشقتم  😐
دیدگاه ها (۱۶)

سلااام

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

سلام داداشا

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

وقتی میاریش ایران و با پسرعمو هات گرم میگیری

وقتی استادت بودP:6ویو کوک:رفتم تو دیدم که لیا و لیام دادن هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط