{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرابم کرده چشمهای تو ساقی

خرابم کرده چشمهای تو ساقی
فتادم در رَه میخانه ساقی

بده باده تو از خمخانه ی عشق
بریز یک جرعه در پیمانه ساقی

منم عاشق در این دیر خرابات
تویی شمع و منم پروانه ساقی

گنه کردم که دل بر عشق بستم
اسیر و واله و دیوانه ساقی

غلام همت رخسار یارم
که کرده از همه بیگانه ساقی

اگر رمز محبّت در نگاه است
نگاهم میکند جانانه ساقی

گدای درگه پیر مغانم
که لطفش از کَرَم شاهانه ساقی
دیدگاه ها (۴)

ما مقیم درِ میخانۀ عشقیم هنوزمست از بادۀ پیمانۀ عشقیم هنوزعا...

ما مقیم درِ میخانۀ عشقیم هنوزمست از بادۀ پیمانۀ عشقیم هنوزعا...

باز مستی طاقتم را تاب کردباز مستی طاقتم را تاب کرد ………………………...

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد/از سر پیمان برفت با سر پیمان...

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شداز سر پیمان برفت با سر پیمانه...

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شداز سر پیمان برفت با سر پیمانه...

من مست و تودیوانه ما را که برد خانهبی همدم و بی یارم  خانه ا...

🍁 🍂 🍁 شور یلدا ، شوق تو ، شمع و گل و پروانه توفال حافظ ، گرم...

پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توستهمه آفاق پر از نعرهٔ مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط