{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مست و تودیوانه ما را که برد خانه

من مست و تودیوانه ما را که برد خانه
بی همدم و بی یارم  خانه ام شده غمخانه

من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
از درد فراق هر شب لب زنم به پیمانه

در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم
هیچ اهل دلی را من بیکار نمیبینم

هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
هم زاهد و هم کافر هستند به میخانه

جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
یک جام می ناب زن تا لذت جان بینی

جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه
پس دو سه جام می زن  با این من بی خانه

هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی
تو که جامی نزده از دولت عشق مستی

و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه
می میدهدت هردم نوش کن تو رندانه

تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می
من  دولت به جهان دارم از برکت جام می

زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
می نوش و مخور نانی با منت شاهانه
***
دیدگاه ها (۳)

خدا را در خود آ

007-پنهان در مه - پارت ۹۵

شب خوش ............................در شهر یکی کس را هشیار نم...

من مست و تو دیوانه ما را کی برد خانهصد بار تو را گفتم کم خور...

در شهر یکی کس را ،هشیار نمی‌بینمهر یک بَتَر از دیگر ،شوریده ...

در شهر یکی کس را ،هشیار نمی‌بینمهر یک بَتَر از دیگر ،شوریده ...

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانهصد بار ترا گفتم کم خور د...

مـــــــــــــولانـــــــــامن مست و تو ديوانه ما را که برد ...

من مست و تو دیوانه، ما را که برد خانهصد بار ترا گفتم کم خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط