{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌷انقلابی و عضو بسیج بود. در دارالقرآن پدرم قرآن می‌خواند،

🌷انقلابی و عضو بسیج بود. در دارالقرآن پدرم قرآن می‌خواند، هنگام نماز عبا روی دوش خود می‌انداخت و می‌ایستاد تا من پشت سر او قامت ببندم. به حجاب و نماز اول وقت خیلی اهمیت می‌داد. خیلی حساس و مهربان بود.

✍راوی خواهر شهید

"شهید مدافع حرم هادی شریفی"

#حجاب
#ماه_رمضان
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🏴
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
دیدگاه ها (۱)

🌷نماز شبش را خیلی آرام می‌خواند، اما نماز صبحش را بلند می‌خ...

🌷پدرم جانشين فرماندۀ پايگاه بسيج منطقه‌مان بود. هر وقت به مس...

🌷 معلمم مرا به خاطر حجابم دائماً مورد تمسخر قرار می‌داد و یک...

🌷 بعد از گرفتن لیسانس، مهندس‌ آی تی شرکت نفت و گاز اروندان ش...

🌷شهید اصرار داشت که بعد از شهادتش کوله پشتی اش را به دست تنه...

🌷عزم راسخ🌷محمد تنها فرزند پدر و مادر پیرش بود. خیلی از بچه ه...

روستای سابقیه را تازه فتح کرده بودیم.درگیری سنگینی داشتیم در...

🌷درس‌هایی از زندگی حضرت زینب(س)🌷بابا همیشه می گفت یا باید مث...

یکی از دوستان شهید فاتح می گوید:فاتح وقت اذان حالش دگرگون می...

خاطرات مخلصینسر تا پاش خاکی بودچشماش سرخ شده بود از سوز سرما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط