{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت روز روشنم شام سیاهی دیگر است

پشت روز روشنم شام سیاهی دیگر است
آنچه آن را کوه خواندم پرتگاهی دیگر است

شاید از اول نباید عاشق هم می شدیم
این درست,اما جدایی اشتباهی دیگر است...

فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

خدایـــــــــــــا؛بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتیم...

چہ دنیاےغریبےدارے اےدلچہ اندوه عجیبےدارےاےدلگمان ڪردمڪہ شادے...

باورت بشود یا نه، روزی می رسد که دلتبرای هیچ کس به اندازه ی ...

ای کاش می دانستی که مارا مجال نیست که روزهای رفته را از سرگی...

گاهی دلتنگِ «او» نیستی؛ دلتنگِ احساسی هستی که فقط گاهی به تو...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

پشت پردهٔ ترخیص خودروهای لوکس از زبان دستیار همتیپشت پردهٔ ت...

پارت ۱۰صبح، جونگکوک یک کیف جلوی من گذاشت._لباس بردار.متعجب ن...

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

دعای انجام گناه

عجیب‌ترین برده‌هایی که دیده‌ام، کسانی بودند که تمام عمرشان ر...

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط