{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام

لانه ی بر شاخه های لاغرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا

بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه ی عاشق ترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت

وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد...
دیدگاه ها (۳)

رنگین کمانی از نخ باران تنیده امتا تاب هفت رنگ ببندم،برای تو...

ماهیان از تلاطم دریا به خداشکایت بردندوچون دریا آرام شدخودرا...

یه عصردر کنار خانواده...خدایا شکرتجای همه سبز

ـشانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خـشت و خشت و آجر و آجر ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد خشت خشت و آجر آجر ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد خشت خشت و آجر آجر...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر پیکرم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط