اجتماعی
ميدانی جانم ؛
صبحها همين كه صدایِ سوت کشیدنِ کتری رویِ اجاق را بشنوی، بویِ نانِ سنگکِ تازهيِ صبحِ زودِ پدر به مشامت برسد، و صدايِ صبحانه حاضر کردنِ مادر از آشپزخانه بیاید، يا وقتي عطرِ قرمه سبزيهايِ ظهرِ جمعهاش تويِ خانه ميپيچد و هوش از سَرت ميبرد، همين كه چشمت ببينتشانُ گوشَت نفسهايشان را بشنود، همین که آغوشِ گرمشان را لمس كنيُ بگویي «چقدر دوستشان داری» يعني «صبحت بخير» شده ...!
جمعه و شنبه و روزهای دیگرش فرقي نمیکند، صبحهایِ بودنشان همیشه بخیر ميشود ...
صبحها همين كه صدایِ سوت کشیدنِ کتری رویِ اجاق را بشنوی، بویِ نانِ سنگکِ تازهيِ صبحِ زودِ پدر به مشامت برسد، و صدايِ صبحانه حاضر کردنِ مادر از آشپزخانه بیاید، يا وقتي عطرِ قرمه سبزيهايِ ظهرِ جمعهاش تويِ خانه ميپيچد و هوش از سَرت ميبرد، همين كه چشمت ببينتشانُ گوشَت نفسهايشان را بشنود، همین که آغوشِ گرمشان را لمس كنيُ بگویي «چقدر دوستشان داری» يعني «صبحت بخير» شده ...!
جمعه و شنبه و روزهای دیگرش فرقي نمیکند، صبحهایِ بودنشان همیشه بخیر ميشود ...
- ۲۰۵
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط