مدانی جانم
ميدانی جانم!
صبحها همين كه صدایِ
سوت کشیدنِ کتری رویِ اجاق
را بشنوی، بویِ نانِ سنگکِ تازهی
صبحِ زودِ پدر به مشامت برسد،
و صدایِ صبحانه حاضر کردنِ مادر
از آشپزخانه بیاید،
یا وقتی عطر قرمه سبزی توی خانه می پیچد و هوش از سرت میبرد ،همین که چشمت ببینتشان، گوشت نفس هایشان را بشنود، همین که آغوش گرمشان را لمس کنی و بگویی:
"چقدر دوستشان داری"
یعنی "صبحت بخیر" شده!
جمعه و شنبه و روز های دیگرش فرقی نمیکند
صبح های بودنشان همیشه بخیر میشود...
صبحها همين كه صدایِ
سوت کشیدنِ کتری رویِ اجاق
را بشنوی، بویِ نانِ سنگکِ تازهی
صبحِ زودِ پدر به مشامت برسد،
و صدایِ صبحانه حاضر کردنِ مادر
از آشپزخانه بیاید،
یا وقتی عطر قرمه سبزی توی خانه می پیچد و هوش از سرت میبرد ،همین که چشمت ببینتشان، گوشت نفس هایشان را بشنود، همین که آغوش گرمشان را لمس کنی و بگویی:
"چقدر دوستشان داری"
یعنی "صبحت بخیر" شده!
جمعه و شنبه و روز های دیگرش فرقی نمیکند
صبح های بودنشان همیشه بخیر میشود...
- ۵۱۴
- ۱۴ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط