{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...

قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترم ...
یاد باداا .. ان نگار وُ ان دل غم پرورم ،

هر نفس از خاطراتش غنچه ای سر میزند ....
جان فدای برگ برگ خاطرات دلبرم ،

خشک لب در ساحلی بنشسته ام با یاد او ...
چند باشد از فراقش خاک عالم بر سرم ؟

نیک میدانم که آهم ، از دلم تا کنج لب ..
یک شبی مستانه سازد ، سوزد این بال وپرم ،

مضطرب ،زار و پریشان مانده ام در بحر غم ..
خیمه ی یادش به جانست وُ غمست وُ ساغرم ،

او بهارِ ناز بود و صد گل و صد بوستان ...
عالمی محو گل وُ ، من در خیال دلبرم ،

روز وشب بی اختیار ، از اختیار افتاده ام ..
ای جنون رحمی نما ، بر رنگ زرد پیکرم ،

چشم این مسکین نمی بیند ز خود عاشقتری ..
گرچه میدانم چو مورم ، از هزاران کمترم ،

زین گلستان قسمتم صد بند و صد زنجیر شد ...
با قد خم گشته وُ مجنون وُ چشمان ترم ،

یک نفس جانم تهی از آتش عشقش نشد ...
سالهاست میسوزم وُ خاکستر و خاکسترم ،
دیدگاه ها (۰)

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

برای او غزل می‌خوانم اما عشق پیدا نیستسرودوصل‌می‌خوانم ولی‌د...

🌿 🕊 🌿 ❣ 🌿 🕊 🌿 🕊 🌿 اگر بال و پرم بخشند بی زهرا نمی خواهم🌿 🕊 ا...

ای کسانی که در این کشمکش عید سعیدسرخوش و بی خبر و می زده با ...

سید کریم امیری

خدایا پیکرم آتش گرفتهدل غم پرورم آتش گرفتهشهادت نامه را با خ...

بهروز پیری شاعر کوهدشتی

:  اشعار زیبای روضه فاطمیه ... حیف  شد  گ...

محمد زهری

بهار غم انگیز بهار آمد ، گل و نسرین نیاورد  نسیمی بوی فروردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط