{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدینه مرکز پیکار نابرابر بود

مدینه مرکز پیکار نابرابر بود
علی نشانه، ولی جنگ با پیمبر بود
به حفظ جان علی فاطمه سپر گردید
قد خمیدۀ او ذوالفقارِ حیدر بود
نگاه زینب کبری به غربت مادر
نگاه فاطمه بر اشک چشم دختر بود
رخی که رنگ جسارت گرفت قرآن بود
تنی که روی زمین اوفتاد، کوثر بود
چهار کودک معصوم با تنی لرزان
دعایشان به پدر، چشمشان به مادر بود
چهل نفر به سر بضعۀ پیمبر ریخت
شرورتر ز همه «قنفذِ» ستمگر بود
برای همسر مولا نه خانه، نه کوچه
«مدینه» و «اُحد» و قبر «حمزه» سنگر بود

خدا گواست که یک ضربه بر تنش نزدند
به قصد کشتن او، ضربه‌ها مکرّر بود

به فتح خیبر و بازوی شیر حق سوگند
که قتل دخت نبی، انتقام خیبر بود
برای فاطمه می‌سوخت از ازل «میثم»
که بیت بیت کتابش شرار آذر بود
دیدگاه ها (۱)

ای غایب از نظرها کی می شود بیاییبرقع ز رخ بگیری صورت به ما گ...

گل باغ امیدم، کجایی کجایی دعایم همه این است بیایی بیایی بود ...

هیچ دانی دختر خیرالبشر از چه جای حیدر آمد پشت دردید مولایش ع...

رفتـی مــرا بــه وادی غــم وا گـذاشتی تنهـای مـن! مـرا ز چـه...

السلام علیک یا بضعه الرسول صـدا صـدای دَر و مـادری که پشـتِ ...

حضرت زهرا(س)غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بودپشت در جان...

صـدا صـدای دَر و مـادری که پشـتِ دَر استصدا صدای شکستن ، دَر...

عُمـر (خلیفه دوم ) تعریف می‌کند:به سمت خانه علی رفتیم،فضّه (...

هنوز هست به یادم که خبر می پیچدمیان خانه در شعله ور که می پی...

طبع شعر کمیت می خواهم مدد از اهل بیت می خواهمطبع خواهم به وس...

بمیرم برای غربتت مادر جان❤️‍🩹💔⁨⁨مظلوم علی مظلوم علی💔⚠️مسئله ...

➖#امام_زمان علیه‌السّلام در کلام امام رضا علیه‌السّلام ...

✨ در آستانه ظهور | قسمت اول ❌روایت تکان‌دهنده پیامبر اکرم (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط