پای امّیدم، بیابانِ طلب گم‌ کرده‌ای

پای امّیدم، بیابانِ طلب گم‌ کرده‌ای
شوق موسایم، سر کوی ادب، گم‌ کرده‌ای

باد گلزار خلیلم، شعله دارم در بغل
نالهٔ ایوب دردم، راه لب گم‌ کرده‌ای

می‌کند زلفت منادی بر در دلها که من
گوهر خورشید در دامان شب گم کرده‌ای

گوهر یکتای بحر دودمان دانشم
لیکن از ننگ سرافرازی، لقب گم کرده‌ای

ای بهائی! تا که گشتم ساکن صحرای عشق
در ره طاعت، سر راه طلب گم کرده‌ای

#شیخ_بهایی
دیدگاه ها (۰)

پای امیدم، بیابان طلب گم کرده‌ایشوق موسایم، سر کوی ادب، گم ک...

بسم الله الرحمن الرحیم وقتی …هم همه کس‌ام هم هيچکس، هم رئيسم...

خوب است دمی گفتن اوصاف معادیگاهی رصد معنی پیغام منادیتوصیف ق...

معصومعلی مسکینی

انسان، بعد از مرگ کجا می رود؟ آیا روح انسان، بعد مرگ با ما ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط