{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک چون حریری نازک پرده می اندازد روی نگاهم...و بغض چون ب

اشک چون حریری نازک پرده می اندازد روی نگاهم...و بغض چون بلوری ظریف و شکننده در گلویم گیر می کند...وست های ظریفم می فشارند کتاب آسمانی را...تور سپید که بر روی صورتم افتاده است چون مانعی ست که نمی گذارد کلمات آسمانی پیش رویم را بخوانم تا بلکه قلبم آرام گیرد در این لحظات طاقت فرسا...همان قلبی که تو با نخواستن و پس زد من آن را به هزار تکه تبدیل کردی...ولی باز هم در تکه های آن تصویر زیبایت نمایان است...
من عروس شدم...اما....داماد تو نیستی....
مرد کنار من زیباست...اما نه به اندازه تو...شانه هایش تکیه گاه محکمی ست....اما نه به اندازه شانه های تو...آغوشش گرم است...اما نه به اندازه آغوش تو...چشم هایش خواستنی ست...اما نه به اندازه چشم های جادویی تو....عطرش خوش بو ست...اما نه به اندازه عطر تو...همه اش که شد تو...پس من چه ؟!...آه،یادم نبود که تمام وجود من پر شده است از تو...از تویی که مرا نخواستی...از تویی که مرا عاشق کردی و رفتی و به شکستنم اعتنا نکردی...به قلب عاشق و نگاه تب دارم اهمیتی ندادی....و حالا من مانده ام با دلی شکسته و لباس عروس سپیدی که در چشم من چون لباس عزا می ماند و دامادی در کنارم که تو نیستی....و چه تلخ می گویم "بله" و هق هق ظریفم میان آن همه هیاهوی شاد بقیه گم می شود...و حالا حلقه ای زیبا در انگشتم جای می گیرد به جای حلقه تو....
و چه تلخ است روزگار من بدون ...." تـــــــو "
cm plz
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

عاشقانه های شبنم

گاهی دلتنگِ «او» نیستی؛ دلتنگِ احساسی هستی که فقط گاهی به تو...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

p30

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

پدرم نیست ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط