بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
اگر پرسش دارید، یعنی پاسخش را نمیدانید و می پرسید تا بدانید؛ پس چرا حکم میدهید که چیزی جز هوسرانی و خیانت نیست؟!
جالب و قابل تأمل است که بلافاصله پس از طرح پرسش، به همراه داوری پیش از دریافت پاسخ، مبنی بر هوسرانی، خیانت و ...، افزودهاید که به فرهنگ و عُرف جوامع لیبرال اشارهای نکنید! و این به دلیل آنست که خودتان میدانید روابط آزاد جنسی، چه فجایعی به بار میآورد!
همگان میدانند که نیاز روحی، روانی و جنسی زن و مرد به یکدیگر، یک امر طبیعی می باشد که در خلقت آنان نهادینه شده است، لذا هر کدام جهت رفع نیازهای خود، به سوی جنس دیگر میروند و رابطه برقرار مینمایند؛ لذا این رابطه، مانند هر رابطۀ دیگری، یا باید هدفدار، قانونمند، منضبط و مبتنی بر حقوق طرفین و تعهد آور باشد، و یا افسار گسیخته، مانند فرهنگ و عُرف جوامع بیدین و بیفرهنگ که به آن لیبرالی میگویند تا علمی و شیک به نظر آید.
تنها راه منضبط وقانونمند و تعهدآور نمودن این ارتباط در هر فرهنگی، ازدواج میباشد، حال چه طرفین ازدواج دائمی کنند و یا قرار بگذارند که یک مدت کوتاهی زن و شوهر باشند! در این ازدواج، دیگر سخن از دین، مذهب، مکتب و ... نیست، چنان که در آیین اسلام، ازدواج در هر دین، آیین و حتی قومی، به سبک خودشان، پذیرفته می باشد.
درجوامع به قول شمالیبرالی نیزاگرچه حکومتها ودستگاه های وابستۀ حقوقی، تبلیغاتی و ...، مخالف ازدواج میباشند و افسار گسیختگی را تبلیغ و حتی تحمیل میکنند،اما همچنان شاهدیم که مردم، برای یک مرد یا زن متأهل، احترام ویژهای قائلند،واگر بخواهند شخصیتی را تخریب و رسوا کنند، از رابطۀ آزادش با زن یا زنانی می گویند! چرا که انسان فطرتاً ازدواج را میپسندد والبته طبق قوانین،حقوق فردی و اجتماعی بسیاری نیز فقط به شرط ازدواج محقق می گردد.
شناخت تشیع :
در نظر داشته باشید که هر دین، مذهب و مکتبی، با چگونگی جهان بینی و اصول عقایدش شناخته میشود، نه با فروعات و احکامش! اسلام شیعی، اسلام ولایی و یا همان اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد، لذا حکم این است که اصول عقاید تحقیقی است و تقلید در آن جایز نیست، اما در فروع و احکام، هر کسی میتواند یا تحصیل کند و مجتهد و فقیه شود، یا از فقیه تقلید نماید و احکامش را از او بپرسد.
بنابراین، حقانیت اسلام و تشیع، با احکام ازدواج، طلاق، طهارت و ... به اثبات نمیرسد که کسی بخواهد از این راه حمله کند و ما مجبور باشیم از راهی که او تعیین نموده، دفاع نماییم.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
اگر پرسش دارید، یعنی پاسخش را نمیدانید و می پرسید تا بدانید؛ پس چرا حکم میدهید که چیزی جز هوسرانی و خیانت نیست؟!
جالب و قابل تأمل است که بلافاصله پس از طرح پرسش، به همراه داوری پیش از دریافت پاسخ، مبنی بر هوسرانی، خیانت و ...، افزودهاید که به فرهنگ و عُرف جوامع لیبرال اشارهای نکنید! و این به دلیل آنست که خودتان میدانید روابط آزاد جنسی، چه فجایعی به بار میآورد!
همگان میدانند که نیاز روحی، روانی و جنسی زن و مرد به یکدیگر، یک امر طبیعی می باشد که در خلقت آنان نهادینه شده است، لذا هر کدام جهت رفع نیازهای خود، به سوی جنس دیگر میروند و رابطه برقرار مینمایند؛ لذا این رابطه، مانند هر رابطۀ دیگری، یا باید هدفدار، قانونمند، منضبط و مبتنی بر حقوق طرفین و تعهد آور باشد، و یا افسار گسیخته، مانند فرهنگ و عُرف جوامع بیدین و بیفرهنگ که به آن لیبرالی میگویند تا علمی و شیک به نظر آید.
تنها راه منضبط وقانونمند و تعهدآور نمودن این ارتباط در هر فرهنگی، ازدواج میباشد، حال چه طرفین ازدواج دائمی کنند و یا قرار بگذارند که یک مدت کوتاهی زن و شوهر باشند! در این ازدواج، دیگر سخن از دین، مذهب، مکتب و ... نیست، چنان که در آیین اسلام، ازدواج در هر دین، آیین و حتی قومی، به سبک خودشان، پذیرفته می باشد.
درجوامع به قول شمالیبرالی نیزاگرچه حکومتها ودستگاه های وابستۀ حقوقی، تبلیغاتی و ...، مخالف ازدواج میباشند و افسار گسیختگی را تبلیغ و حتی تحمیل میکنند،اما همچنان شاهدیم که مردم، برای یک مرد یا زن متأهل، احترام ویژهای قائلند،واگر بخواهند شخصیتی را تخریب و رسوا کنند، از رابطۀ آزادش با زن یا زنانی می گویند! چرا که انسان فطرتاً ازدواج را میپسندد والبته طبق قوانین،حقوق فردی و اجتماعی بسیاری نیز فقط به شرط ازدواج محقق می گردد.
شناخت تشیع :
در نظر داشته باشید که هر دین، مذهب و مکتبی، با چگونگی جهان بینی و اصول عقایدش شناخته میشود، نه با فروعات و احکامش! اسلام شیعی، اسلام ولایی و یا همان اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله نیز از این قاعده مستثنی نمیباشد، لذا حکم این است که اصول عقاید تحقیقی است و تقلید در آن جایز نیست، اما در فروع و احکام، هر کسی میتواند یا تحصیل کند و مجتهد و فقیه شود، یا از فقیه تقلید نماید و احکامش را از او بپرسد.
بنابراین، حقانیت اسلام و تشیع، با احکام ازدواج، طلاق، طهارت و ... به اثبات نمیرسد که کسی بخواهد از این راه حمله کند و ما مجبور باشیم از راهی که او تعیین نموده، دفاع نماییم.(ادامه دارد...)
- ۴۸
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط