من جوادم مظهر جود خدا
من جوادم مظهر جود خدا
آى رحمت گل خیر النساء
حجت و نور خدایم در زمین
یادگار نور ختم المرسلین
زاده زهرا و فرزند رضا
آن یگانه پور دلبند رضا
از مدینه آمدم سوى پدر
تا ببینم لحظه اى روى پدر
دیدم آنجا با تمام غربتش
جان دهد تنها به شام محنتش
بر خودش مى پیچد آن باب حزین
خاک غم بر سر کند مولاى من
چون به یاد کربلا افتاده است
در خزان بى کسى جان داده است
روى خاک حجره جانش پر کشید
جام عشق از دست ساقى سرکشید
بعد از او من ماندم و داغ دلم
لاله ها دارم در این باغ دلم
وارث اجداد بى یاور منم
وارث داغ على اکبر منم
در جوانى جان من گردد فدا
از عطش مى سوزم اى ساقى بیا
همسرم آتش زده بر جان من
شعله ور سازد دل سوزان من
ظرف آبى را چو ریزد پیش رو
مى نمایم یاد آن تشنه گلو
یادى از جد غریبم مى کنم
اقتدا بر آن حبیبم مى کنم
کربلا شمعى و من پروانه ام
چون سه روزى روى بام خانه ام
از غم آن لاله هاى بى کفن
تابد این خورشید سوزان روى من
مىزند آتش دل غمناک من
خنده هاى همسر ناپاک من
یادم آید از حسین و محنتش
خنده هاى لشکرى بر غربتش
مى خورد بر هم لب خشکیده ام
جان فداى مادر غم دیده ام
آى رحمت گل خیر النساء
حجت و نور خدایم در زمین
یادگار نور ختم المرسلین
زاده زهرا و فرزند رضا
آن یگانه پور دلبند رضا
از مدینه آمدم سوى پدر
تا ببینم لحظه اى روى پدر
دیدم آنجا با تمام غربتش
جان دهد تنها به شام محنتش
بر خودش مى پیچد آن باب حزین
خاک غم بر سر کند مولاى من
چون به یاد کربلا افتاده است
در خزان بى کسى جان داده است
روى خاک حجره جانش پر کشید
جام عشق از دست ساقى سرکشید
بعد از او من ماندم و داغ دلم
لاله ها دارم در این باغ دلم
وارث اجداد بى یاور منم
وارث داغ على اکبر منم
در جوانى جان من گردد فدا
از عطش مى سوزم اى ساقى بیا
همسرم آتش زده بر جان من
شعله ور سازد دل سوزان من
ظرف آبى را چو ریزد پیش رو
مى نمایم یاد آن تشنه گلو
یادى از جد غریبم مى کنم
اقتدا بر آن حبیبم مى کنم
کربلا شمعى و من پروانه ام
چون سه روزى روى بام خانه ام
از غم آن لاله هاى بى کفن
تابد این خورشید سوزان روى من
مىزند آتش دل غمناک من
خنده هاى همسر ناپاک من
یادم آید از حسین و محنتش
خنده هاى لشکرى بر غربتش
مى خورد بر هم لب خشکیده ام
جان فداى مادر غم دیده ام
- ۲.۰k
- ۰۲ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط