امشب شده ام مست که مستانه بگریم،،

امشب شده ام مست که مستانه بگریم،،

بگذار شبی گوشه ی میخانه بگریم،،

ز آن آمده ام مست در این میکده کامشب،،

بر قهقه ی ساغر و پیمانه بگریم،،

افسانه ی دل ، قصه ی پر رنج و ملالی است،،

بگذار بر این قصه و افسانه بگریم،،

امشب ز چه رو در وطن خویش غریبم

خواهم که در این شهر غریبانه بگریم،،

طفل دل من باز تو را می طلبد باز

بگذار بر این طفل ، یتیمانه بگریم،،

ای عقل تو بر عاشق دیوانه بخندی

من نیز به هر عاقل و فرزانه بگریم،،

آن طایر زیبای مرا بال ببستند

شب ها به پَر افشانی پروانه بگریم،،

♥♥ ♥♥ ♥♥ ♥♥
دیدگاه ها (۱۳)

هذیان

جاده بی راهه

امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی گوشه ی میخانه بگری...

امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی گوشه ی میخانه بگری...

امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی گوشه ی میخانه بگری...

امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی گوشه ی میخانه بگری...

امشب شده ام مست که مستانه بگریمبگذار شبی گوشه ی میخانه بگریم...

امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی گوشه ی میخانه بگری...

امشب شده ام مست که مستانه بگریم بگذار شبی گوشه ی میخانه بگری...

امشب شده ام مست که مستانه بگریمبگذار شبی گوشه ی میخانه بگریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط