{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟
اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم

من آن زلال پرستم٬ درآب گند زمان
که فکر صافی آبی چنین لجن بودم

غریب بودم و گشتم غریب تر٬ اما:
دلم خوش است که در غربت وطن بودم
دیدگاه ها (۱)

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانیمرا دریاب، ای خورشید در چشم...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم ...کسی که حرف دلش را نگفت من ...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

دلم برای خودم تنگ می شود

گرچه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودمدل...

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودم...

#حقیقت #ناامید_نباشید

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم کسی که حرف دلش را نگفت، من بو...

اگر چه نزد شما تشنهٔ سخن بودمکسی که حرف دلش را نگفت من بودمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط