نمیدانم چرا

نمیدانم چرا
این عقل
یقه‌ی دلم را
رها نمیکند؟
مگر تقصیر من است
که تو را
با دلم میخواهم و
با عقلم جور درنمی‌آیی؟

#هستی_دارایی
دیدگاه ها (۲)

دوستت دارم اگر عقل حسادت نکندیا که در کارِ دلم باز دخالت نکن...

خدای من، دلم در پرده‌های ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گ...

خدای من، دلم در پرده‌های ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گ...

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

میخواهم...میخواهم قهر کنم.‌‌...با دنیایی که تو را ازمن گرفت....

گرم کندلم را با لبخندتدر این روزهای سرد پاییزی هیچ چیزبه اند...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط