سخن را تا نگفته اى در بند توست و چون گفتى تو در بند آنى،
سخن را تا نگفته اى در بند توست و چون گفتى تو در بند آنى، پس زبانت را چون طلا و نقره ات حفظ كن، چه بسا يك كلمه نعمتى را از بين برده و عذابى را پيش آورد.
(نهج البلاغه، کلمات قصار، ترجمه استاد محترم حجت الاسلام و المسلمين انصاريان)
شهادت امام علي (ع)
بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخي از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادي ، و برک بن عبدالله تميمي و عمروبن بکر تميمي در يکي از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهاي داخلي را بررسي کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که باعث اين خونريزي و برادرکشي حضرت علي (ع) و معاويه و عمروعاص است و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند، مسلمانان تکليف خود را خواهند دانست. سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکي از سه نفر گردد.
ابن ملجم متعهد قتل امام علي (ع) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند. آن شب حضرت علي (ع) در خانه دخترش
مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند، وقتي موضوع را با دخترش در ميان نهاد، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد.
حضرت علي (ع) فرمود : از قضاي الهي نمي توان گريخت ، آنگاه کمربند خود را محکم بست و عازم مسجد شد.
ابن ملجم ، در حالي که حضرت علي (ع) در سجده بودند ، ضربتي بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت، خون از سر حضرتش در محراب جاري شد و محاسن شريفش را رنگين کرد .(1)
بر روح تمام شيعيان تيغ زدند
بر مردترين مرد جهان تيغ زدند
خورشيدبه سينه، ماه برسر مي زد
انگاربه فرق آسمان تيغ زدند
در اين حال آن حضرت فرمود: "فزت و رب الکعبه " به خداي کعبه سوگند که رستگار شدم.
سپس آيه 55سوره طه را تلاوت فرمود :
" شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مي آوريم . (2)
علي (ع) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد.
------------------
منابع:
(1) فروغ ولايت ، ص 697( بحارالانوار ، نقل از مالي ، ج 9 ، ص 650)
(2) فروغ ولايت ، ص 697
التماس دعا
(نهج البلاغه، کلمات قصار، ترجمه استاد محترم حجت الاسلام و المسلمين انصاريان)
شهادت امام علي (ع)
بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخي از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادي ، و برک بن عبدالله تميمي و عمروبن بکر تميمي در يکي از شبها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونريزي ها و جنگهاي داخلي را بررسي کردند و از نهروان و کشتگان خود ياد کردند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند که باعث اين خونريزي و برادرکشي حضرت علي (ع) و معاويه و عمروعاص است و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند، مسلمانان تکليف خود را خواهند دانست. سپس با هم پيمان بستند که هر يک از آنان متعهد کشتن يکي از سه نفر گردد.
ابن ملجم متعهد قتل امام علي (ع) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند. آن شب حضرت علي (ع) در خانه دخترش
مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند، وقتي موضوع را با دخترش در ميان نهاد، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستيد.
حضرت علي (ع) فرمود : از قضاي الهي نمي توان گريخت ، آنگاه کمربند خود را محکم بست و عازم مسجد شد.
ابن ملجم ، در حالي که حضرت علي (ع) در سجده بودند ، ضربتي بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت، خون از سر حضرتش در محراب جاري شد و محاسن شريفش را رنگين کرد .(1)
بر روح تمام شيعيان تيغ زدند
بر مردترين مرد جهان تيغ زدند
خورشيدبه سينه، ماه برسر مي زد
انگاربه فرق آسمان تيغ زدند
در اين حال آن حضرت فرمود: "فزت و رب الکعبه " به خداي کعبه سوگند که رستگار شدم.
سپس آيه 55سوره طه را تلاوت فرمود :
" شما را از خاک آفريديم و در آن بازتان مي گردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مي آوريم . (2)
علي (ع) در 21ماه رمضان به شهادت رسيد و در نجف اشرف به خاک سپرده شد ، و مزارش ميعادگاه عاشقان حق و حقيقت شد.
------------------
منابع:
(1) فروغ ولايت ، ص 697( بحارالانوار ، نقل از مالي ، ج 9 ، ص 650)
(2) فروغ ولايت ، ص 697
التماس دعا
- ۱.۴k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط