دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَم

دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَم


در دنـج تریــن جای ِ کافــه ای


سیــگار پشـت ِ سیـگار دود کنـَم و


کـَکـَم هم از رفتـنَش نگــَزد ...


بعــدش یـِک فنجــان قهــوه ِ تلــخ ِ تلــخ سفـآرش بدهَم و


با تلــخی ِ وجــودم سـَر بکـِشَم ...


بعــدَش کـه تلخــی تمــام ِ وجـودم را گرفـت ,


اشــک هایـَم را پـآک کنــم و


آن لبخنــد ِ تظاهـُر آمیز را بزنــم و


کافــه را تــَرک کنــَم ...
دیدگاه ها (۲)

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

پارت دوازدهمویو فردا( آسا)با سردرد از خواب بیدار شدم به خاطر...

مافیای من

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

زیبای کوچک فریبکار

دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَمدر دنـج تریــن جای ِ کافــه ا...

دلــَم میخـواهد جـا خـوش کنــَمدر دنـج تریــن جای ِ کافــه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط