فرزند
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد اول
فرزند چیست ؟(آئینه کفرودین )
فرزند محصول نزدیکترین حد رابطه جسمانی - روانی - عاطفی بین دو تا انسان است که زن و شوهر نامیده میشوند. نطفه فرزند در لحظهای بسته میشود که طرفین رابطه در مدهوشی و بیخودی کامل بسر می برند و در قلمرو فنا هستند یعنی هیچکدام از طرفین خودشان نیستند. در واقع فرزند محصول غایت بیخودی و از خود گذشتگی و اتحاد زن و شوهر در لحظه همخوابگی است. لحظه ای که نه منی وجود دارد و نه توئی . بلکه قلمرو حضور « او » است یعنی حضور خداوند . و لذا خداوند با دستان خودش مشغول خلق جدیدی است و آن فرزند است. پس رابطه همآغوشی عرصه حضور خدا و خلقت است. و فرزند امانت الهی در نزد والدین است و خداوند بدینوسیله والدین را می آزماید در مقام مخلوقیت و دعوی خالقیت. پس فرزند موجودی مستقیم از جانب خدا است و بدست خدا خلق می شود و تحویل والدین داده می شود . پس او یک امانت الهی و نشانه خدا در زندگی زناشوئی است . پس واضح است که هیچیک از طرفین رابطه خالق و مالک فرزند نیستند بلکه امانت دار خدا هستند . و این همان اصلی است که اکثر والدین از یاد میبرند و خودشان را صاحب و خدا و رزاق فررند خود میدانند و لذا تلاش برای تملک فرزند یکی از مهمترین اساس کفر و عذاب و انحراف و تباهی زندگیهاست . این همان اصلی است که اگر به یاد آورده نشود و حقش ادا نگردد رابطه زناشوئی را جهنم نموده و فرزند را هم تباه می سازد . این باور و یاد اساس تربیت فرزند است. والدینی که خود را صاحب و مسئول سرنوشت فرزند خود میدانند بی شک او را تباه میکنند و به عذاب می افتند. و بمیزانی که این نگاه و باور وجود دارد فرزند دارای تربیتی الهی میشود و بدست خداوند رشد مییابد و در غیر اینصورت فرزند مبدل به خاری در چشم والدین میشود و عذابشان میدهد تا دست از تملک او بردارند. فرزند ناخلف محصول
احساس خدائى والدينى است که خودشان را خالق او میپندارند و مالک سرنوشت او .
تألیف:«استاد علی اکبر خانجانی »
فرزند چیست ؟(آئینه کفرودین )
فرزند محصول نزدیکترین حد رابطه جسمانی - روانی - عاطفی بین دو تا انسان است که زن و شوهر نامیده میشوند. نطفه فرزند در لحظهای بسته میشود که طرفین رابطه در مدهوشی و بیخودی کامل بسر می برند و در قلمرو فنا هستند یعنی هیچکدام از طرفین خودشان نیستند. در واقع فرزند محصول غایت بیخودی و از خود گذشتگی و اتحاد زن و شوهر در لحظه همخوابگی است. لحظه ای که نه منی وجود دارد و نه توئی . بلکه قلمرو حضور « او » است یعنی حضور خداوند . و لذا خداوند با دستان خودش مشغول خلق جدیدی است و آن فرزند است. پس رابطه همآغوشی عرصه حضور خدا و خلقت است. و فرزند امانت الهی در نزد والدین است و خداوند بدینوسیله والدین را می آزماید در مقام مخلوقیت و دعوی خالقیت. پس فرزند موجودی مستقیم از جانب خدا است و بدست خدا خلق می شود و تحویل والدین داده می شود . پس او یک امانت الهی و نشانه خدا در زندگی زناشوئی است . پس واضح است که هیچیک از طرفین رابطه خالق و مالک فرزند نیستند بلکه امانت دار خدا هستند . و این همان اصلی است که اکثر والدین از یاد میبرند و خودشان را صاحب و خدا و رزاق فررند خود میدانند و لذا تلاش برای تملک فرزند یکی از مهمترین اساس کفر و عذاب و انحراف و تباهی زندگیهاست . این همان اصلی است که اگر به یاد آورده نشود و حقش ادا نگردد رابطه زناشوئی را جهنم نموده و فرزند را هم تباه می سازد . این باور و یاد اساس تربیت فرزند است. والدینی که خود را صاحب و مسئول سرنوشت فرزند خود میدانند بی شک او را تباه میکنند و به عذاب می افتند. و بمیزانی که این نگاه و باور وجود دارد فرزند دارای تربیتی الهی میشود و بدست خداوند رشد مییابد و در غیر اینصورت فرزند مبدل به خاری در چشم والدین میشود و عذابشان میدهد تا دست از تملک او بردارند. فرزند ناخلف محصول
احساس خدائى والدينى است که خودشان را خالق او میپندارند و مالک سرنوشت او .
تألیف:«استاد علی اکبر خانجانی »
- ۱.۸k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط