دلم باردار حسی نابینا بود

دلم باردار حسی نابینا بود

نه مادرزاد

که من کورش کردم؛

می خواستم ببیند

آنچه من می گویم

تورا برایش تعریف کردم:
زیباتر از جنس گل...
دنیا را:
بهشت جاوید...
اشک را:
شور عشق...
یادش دادم خط بریل؛
که بخواند بند بند وجودت را.
وقتی رفتی.....
بیقراریهایم اما
بی تابش کرد،
دلتنگی هایم نفسش را گرفت،
طفلکی چشم به دنیا نگشوده
سقط شد...
حالا "من" مانده و یک
دل داغدار ...
دیدگاه ها (۷)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

دلم باردار حسی نابینا بودنه مادرزادکه من کورش کردم؛می خواستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط