{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❂ یه ســــــری دخترا هســــــتن ❂

❂ یه ســــــری دخترا هســــــتن ❂

●مهم نیست چند سالشونه●

●از یه سنی به بعد کمتر صدای خندشونو میشنوی●

●با آهنگ خاصی میزنن زیر گریه ●

●یه سری کارارو انجام نمیدن●

●دیگه هیچ عشقیو قبول ندارن●

●به احساسات دوستاشون میخندن●

●دیگه جمله ای به اسم*این با بقیه فرق داره*رو نمیشنوی ازشون●

●معمولا با کسی درد دل نمیکنن
ولی•••●

●به درد دل بقیه گوش میدن●

●وقتی اسم عشقو دوس داشتنو میشنون فقط یه نفر میاد تو ذهنشون●

●در عرض چند ثانیه همه زندگیشونو مرور میکنن●

●خلاصه بگم●

●بعضی دختراشاید خیلی بزرگ نشده باشن ولی کوه دردن●

●مُرده ی متحرکن●

●اینارو اذیت نکنین●

●اینا یه زمانی ساده بودن●

●ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻦ●

●ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ●

●ﺍﺯ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ●

●به جایی رسیدن که خودشونم نمیدونن کجای زندگیشونن●

●حالو هواشون با هم سنو سالاشون فرق داره●

●دیگه واسه هیچ کَسی ذوق نمیکنن●

●همه رو با یه دید میبینن●

●اینا یه روزی عزیز دل یکی بودن●

●اما حالا هیچکسو ندارن هیچکس ●
●مــــــثـــــل ■ مــــــــن ●
دیدگاه ها (۵)

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

پارت ۵۰

فضای اینجا برخلاف پایین سرد و تا یک و نم زده بود برخلاف پایی...

part 13۴رو صندلی لم داده بود و موری داشت صحبت می‌کرد که آخر ...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

Kim v

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط