ساقیا حالم خراب است باده می‌خواهم بیا

ساقیا حالم خراب است باده می‌خواهم بیا
دل ز دست دادم خدا را چاره می‌خواهم بیا
بی‌دل و آواره و شیدا و رسوایم ز عشق
یک دو جام در گوشه‌ی میخانه می‌خواهم بیا
ناز کم‌تر کن ز معشوق ناز بسیار دیده‌ام
این دل سرگشته را مستانه می‌خواهم بیا
ساقیا دستم به دامانت مگیر جامم ز من
عکس یار در گوشه‌ی پیمانه می‌خواهم بیا
امشبم را تا سحر مست شرابم کن بمان
صبح به عشق لعل او پیمانه می‌خواهم بیا
گرچه درویش توبه از میخانه و می می‌کند
بی‌خیال توبه امشب باده می‌خواهم بیا...

‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱۰)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

جاده بی راهه

عاشقانه

ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیادل زدست دادم خدا را چاره...

ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیادل زدست دادم خدا را چاره...

‌ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیادل زدست دادم خدا را چار...

ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیادل زدست دادم خدا را چاره...

‌ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیادل زدست دادم خدا را چار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط