THE DIFFERENCE
p26
« برین پارت قبل رو دوباره بخونین.. ادامش دادم »
@ اما اون کجاش مهربونه؟!
+ من یک کیلو اضافه وزن داشتم بعد بهم رژیم یخ داد.. تازه از بیمارستان اومدم
# یبار منم تو دنس پامو دو سانت بردم سمت راست.. خیلی داد زد سرم
_ و ما نمیتونم اینقدر اذیت کردن رو تحمل کنیم! برای همین اگه اخراجش نکنین میریم شکایت میکنیم
همون لحظه.. پاریتا از گروه بیبی مانستر... وارد اتاق شد
پاریتا: ببخشید بد موقع اومدم.. میخواستم بیام پیش رییس حرفاتونو شنیدم و راستش منم یبار موقع استراحت داشتم با مامانم صحبت میکردم و چون من تایلندیم با زبون تایلندی حرف میزدم.. شروع کرد داد زدن که باید کره ای حرف بزنی بفهمم.. چیمیگی روانی .. اصلا مامان من کره ای بلد نیس
¥ واقعا؟ *شوک*
# بله.. اون خیلی مارو اذیت میکنه
¥ باید زودتر میگفتین.. کاش الان خانم شین اینجا بود... باهاش صبت میکنم و اگه رو مخ رفت اخراجش میکنم
"یک هفته بعد"
منیجرشون خانم کیم اخراج شده بود.. و یه خانمی به اسم خانم مین منیجر شده بود
و واقعا مهربون بود
خانم مین.. دخترا رو جمع کرد توی استودیو
√ خب دخترا.. باید یه خبری بدیم.. الان هم گروه بی تی اس هم شماها خیلی دارین هیت میگیرین... برای همین باید باهم اهنگ بیرون بدین.. میدونم سخته.. ولی مجبورین
@ چ.چی؟؟ کنار بابام اهنگ بخونم؟! عمراا
+ نمیتونم.. امکان نداره
# اگه.. اگه قرار باشه اینکارو کنم حاضرم ایدل نباشم
√ یعنی که چی؟! باید انجامش بدین!
+ هوووفففف... خب کی شروع میشه؟!
√ همین الان! یه خونه بزرگ براتون گرفتیم.. با تجهیزات کامل.. یک ماه اونجا باید باهم زندگی کنید تا اهنگو تموم کنین
# ببینم.. شوخیه دیگه؟!
« برین پارت قبل رو دوباره بخونین.. ادامش دادم »
@ اما اون کجاش مهربونه؟!
+ من یک کیلو اضافه وزن داشتم بعد بهم رژیم یخ داد.. تازه از بیمارستان اومدم
# یبار منم تو دنس پامو دو سانت بردم سمت راست.. خیلی داد زد سرم
_ و ما نمیتونم اینقدر اذیت کردن رو تحمل کنیم! برای همین اگه اخراجش نکنین میریم شکایت میکنیم
همون لحظه.. پاریتا از گروه بیبی مانستر... وارد اتاق شد
پاریتا: ببخشید بد موقع اومدم.. میخواستم بیام پیش رییس حرفاتونو شنیدم و راستش منم یبار موقع استراحت داشتم با مامانم صحبت میکردم و چون من تایلندیم با زبون تایلندی حرف میزدم.. شروع کرد داد زدن که باید کره ای حرف بزنی بفهمم.. چیمیگی روانی .. اصلا مامان من کره ای بلد نیس
¥ واقعا؟ *شوک*
# بله.. اون خیلی مارو اذیت میکنه
¥ باید زودتر میگفتین.. کاش الان خانم شین اینجا بود... باهاش صبت میکنم و اگه رو مخ رفت اخراجش میکنم
"یک هفته بعد"
منیجرشون خانم کیم اخراج شده بود.. و یه خانمی به اسم خانم مین منیجر شده بود
و واقعا مهربون بود
خانم مین.. دخترا رو جمع کرد توی استودیو
√ خب دخترا.. باید یه خبری بدیم.. الان هم گروه بی تی اس هم شماها خیلی دارین هیت میگیرین... برای همین باید باهم اهنگ بیرون بدین.. میدونم سخته.. ولی مجبورین
@ چ.چی؟؟ کنار بابام اهنگ بخونم؟! عمراا
+ نمیتونم.. امکان نداره
# اگه.. اگه قرار باشه اینکارو کنم حاضرم ایدل نباشم
√ یعنی که چی؟! باید انجامش بدین!
+ هوووفففف... خب کی شروع میشه؟!
√ همین الان! یه خونه بزرگ براتون گرفتیم.. با تجهیزات کامل.. یک ماه اونجا باید باهم زندگی کنید تا اهنگو تموم کنین
# ببینم.. شوخیه دیگه؟!
- ۱۳.۸k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط