آن لحظه که دل پر زده پرواز قشنگ است
آن لحظه که دل پر زده پرواز قشنگ است
از جان به لب آمده آواز قشنگ است
ای اشک سرازیر شو و غوطه ورم کنم
عشقی که رسیده ست به ابراز قشنگ است
وا کن گره از کار من ای شاه خراسان!
از جانب دستان تو اعجاز قشنگ است
خورشید برآورد سر از مشرق چشمت
هرچیز از آن نقطه ی آغاز قشنگ است
با هیچ کسی ذره ای از خویش نگفتیم
چون با تو شدن همدم و همراز قشنگ است
بر خوان تو انگار که در خانه ی خویشیم
مهمانیِ در خانه ی دلباز قشنگ است
صدبار اگر زائر درگاه تو باشیم
چون روز نخستین حرمت باز قشنگ است
ما مشتری ثابت درگاه رضاییم
از ضامن آهو بخری ناز قشنگ است
از جان به لب آمده آواز قشنگ است
ای اشک سرازیر شو و غوطه ورم کنم
عشقی که رسیده ست به ابراز قشنگ است
وا کن گره از کار من ای شاه خراسان!
از جانب دستان تو اعجاز قشنگ است
خورشید برآورد سر از مشرق چشمت
هرچیز از آن نقطه ی آغاز قشنگ است
با هیچ کسی ذره ای از خویش نگفتیم
چون با تو شدن همدم و همراز قشنگ است
بر خوان تو انگار که در خانه ی خویشیم
مهمانیِ در خانه ی دلباز قشنگ است
صدبار اگر زائر درگاه تو باشیم
چون روز نخستین حرمت باز قشنگ است
ما مشتری ثابت درگاه رضاییم
از ضامن آهو بخری ناز قشنگ است
- ۱.۳k
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط