عشق،
عشق،
مژده یاران که زبند من و ما باز شدم...
در سرا پرده او محرم هر راز شدم...
رفت از خاطر من دفتر افسانه عقل...
قصه عشقم و از عشق هم اغاز شدم...
من همان عاشق خاموشم ومهجور ای دوست...
کز بیان تو برای تو در اواز شدم...
شیوه شاعریم نیست هوس، عمری را...
به هوای تو چنین قافیه پرداز شدم
مژده یاران که زبند من و ما باز شدم...
در سرا پرده او محرم هر راز شدم...
رفت از خاطر من دفتر افسانه عقل...
قصه عشقم و از عشق هم اغاز شدم...
من همان عاشق خاموشم ومهجور ای دوست...
کز بیان تو برای تو در اواز شدم...
شیوه شاعریم نیست هوس، عمری را...
به هوای تو چنین قافیه پرداز شدم
- ۷۰۱
- ۲۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط