{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خلوت بی ماهتاب من بگذر

به خلوت بی ماهتاب من بگذر
به شام تار من ای آفتاب من بگذر
کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است
فرشته وار شبی رابه خواب من بگذر
نگاه مست تو را آرزوکنان گفتم
بیا به پرتو جام شراب من بگذر
اگر که شعر شدی بر لبان من بنشین
اگر که نغمه شدی از رباب من بگذر
فروغ روی تو سازد دل مرا روشن
بیا و در شب بی ماهتاب من بگذر
کرم کن و در کلبه ام قدم بگذار
مرا ببین و به حال خراب من بگذر
تو را که طاقت سوز حمید یک دم نیست
نخوانده شعر مرا از کتاب من بگذر
"حمید مصــــدق"
دیدگاه ها (۱)

شگفتی همین استکه تورفته ای و سالهاستهنوز هم شعرهایمپراز طراو...

کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دستو زنجیر کردن یک روح را ...

آمین یا رب العالمین

آمین

به خلوت بی ماهتاب من بگذر /به شام تار من ای آفتاب من بگذر کن...

به خلوت بی ماهتاب من بگذر به شام تار من ای آفتاب من بگذر ک...

چرا رفتی؟ چرا؟ من بی قرارمچرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم، به سـر...

فراز مردانی

معصومعلی مسکینی

⏳🍀روزی روزگاری🍀⏳

خداوندا...!!!اگر روزی بشر گردیزحال بندگانت با خبر گردیپشیمان...

#کارو_شاعری_هرزکار_بود_از_آدمای_امروزی_بدتر_هوس_زیادی_کورش_ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط