{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر مسن همراه پسرش در اتوبوس نشسته بودند که کنار آنها یک

پدر مسن همراه پسرش در اتوبوس نشسته بودند که کنار آنها یک زوج جوان بود. اتوبوس که حرکت کرد پسر 25 ساله رو به پدرش کرد و گفت: ببین پدر درخت ها با ما حرکت میکنند! زوج جوان کنجکاو شدند که جوان چرا اینطوریه! بعد از مدتی دوباره پسر رو به پدرش کرد و گفت: پدر خانه ها هم با ما حرکت میکنند!

زوج جوان بسیار کنجکاو بودند که پسر دست خود را از پنجره بیرون برد و قطره ای باران رو دستش چکید. بعد رو به پدرش کرد و گفت: پدر باران روی دست من چکید و پدر لبخندی به او زد! زوج جوان که دیگر طاقت نداشتند رو به پدر کردند و گفتند: آیا پسر شما تازه بینایی خود را بدست اورده؟! پدر گفت نه اون مال داستاناس! پسر من واقعا سسخله دهن مارو ساییده ...!

#داستان
دیدگاه ها (۰)

مترو تهران یدونه ازینا کم داره 😁

این سم رو ازدست ندید 😁

اخرین تلاشهای سینمای ایران برای جذب مخاطب 🤦

فیلم گرفته شده تو یه فرودگاه با دوربین حرارتی از چسیدن ملت د...

𝖨 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗇𝗈 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾 ، 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍𝖯𝖺𝗋𝗍:③بخاطر اینکه حداقل از...

پسر بچه کوچک اخم کرد و دست به سینه شد و چشم ریز کرد : ممیخوا...

در دنیای سلطنت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط