{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر_مهدوی

شعر_مهدوی
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد

فال من ،یوسف گمگشته اگر می آمد
با دل مرده ی من کار مسیحا میکرد

گرچه پرونده ی اعمال سیاهی دارم
کاش می آمد و با این همه امضا میکرد

من اگر منتظر واقعه ی او بودم
کِی قرار دل ما امشب و فردا میکرد

کاش می آمد و یک شب وسط سینه زنی
در عزای پدرش ناحیه نجوا میکرد

شب هشتم وسط روضه ی اربا اربا
گریه بر تشنگی اکبر لیلا میکرد

من یقین دارم اگر کرب و بلا داشت حضور
بر سر نعش علی یاری بابا میکرد

یا که در هلهله ی آن همه نامحرم هرز
مهدی ما کمک زینب کبری میکرد
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

آوای شب پارت (ادامه) ۳۱ویو نویسندهناگهان ببری از داخل بوته ه...

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط