{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

..... تانک های عراقی، مستقیم، جاده را می زدند.

..... تانک های عراقی، مستقیم، جاده را می زدند.
روز سوم بود ، ارتباط کمیل با مقر قطع شد.

آخرین حرف را بچه ها به حاج همت گفتند:

حاجی به امام بگو ما عاشورایی جنگیدیم ....

و حاج همت ، آنسوی بی سیم، فقط می توانست سر به جعبه های مهمات بکوبد و اشک بریزد.

نه آب رسید و نه غذا.

دوازده نفر با یک قمقمه سر کردند

عراقی ها که به کانال رسیدند، اکثر بچه ها از تشنگی شهید شده بودند.

بقیه را هم تیر خلاص زدند.
بچه ها در قتلگاه ماندند برای همیشه.

قتلگاهی پر از لب های تشنه و پر از لاله هایی که سال ها بعد نیز با یک سوراخ درجمجمه های پر از گل پیدا شدند و شهید گمنام ، خوانده شدند...
دیدگاه ها (۶)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

گردان کمیل و دیگر هیچ !گردان کمیل ، کانال را پاکسازی می کرد ...

‌یک قمقمه، دوازده سربازارتباط گردان کمیل با مقر قطع شد. آخری...

#تشیع_جنازه_شهید_گمنام امروز شهر#بردخون #استان بوشهر#جایگاه#...

🌷🇮🇷🌷 سیدمرتضی رضاقدیری ، بی‌‌سیم‌چی گردان کمیل پس از ۳۹ سال ...

🌺 ابراهیم شهید شد .....🌺 امروز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ پنج روز است...

ماجرای گردان حنظله - فکه یکی از حزن انگیزترین و حماسی ترین ل...

امروز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ پنج روز است که در #محاصره هستیم. آب ...

✍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))- حاجی، این ...

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت)) - حاجی، این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط