یه شبایــی تو زندگی هست
یه شبایــی تو زندگی هست
که وقتی دفتر خاطــرات زندگیتو ورق میزنی
به چیزایی میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت
به ادمایی میرسی که نمیدونی دردن یا همـــدرد
به لحظه هایــی میرسی که هضمش واسه دل کوچیکت سخته
و به دردایی میرسی که برای سن و سالت بــزرگه
به ارزوهایی که توهــم شد
رویاهایی که گذشــت
به چیزایی که حقت بود اما شد توقـــع
و زخمهایی که با نمک روزگار اغشته شد
و احساسی که دیگران .اشتباه. می نامند
و دست آخر دنیایی که بهت پشت کرده
وبازهم انتهای دفتر خودت میمانی
و زخمهایی که روزگار پشت هم میزند
و سکوت هم دوای دردش نیست
کاش دنیا مهربان تر بود
که وقتی دفتر خاطــرات زندگیتو ورق میزنی
به چیزایی میرسی که نمیدونی تقدیرت بوده یا تقصیرت
به ادمایی میرسی که نمیدونی دردن یا همـــدرد
به لحظه هایــی میرسی که هضمش واسه دل کوچیکت سخته
و به دردایی میرسی که برای سن و سالت بــزرگه
به ارزوهایی که توهــم شد
رویاهایی که گذشــت
به چیزایی که حقت بود اما شد توقـــع
و زخمهایی که با نمک روزگار اغشته شد
و احساسی که دیگران .اشتباه. می نامند
و دست آخر دنیایی که بهت پشت کرده
وبازهم انتهای دفتر خودت میمانی
و زخمهایی که روزگار پشت هم میزند
و سکوت هم دوای دردش نیست
کاش دنیا مهربان تر بود
- ۳۴۲
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط