{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا

پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را

پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس
من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا

روزی حکایت ما ناگه به گفتن آید
پوشیده چند داریم این درد بی‌دوا را؟

تا کی خلی درین دل پیوسته خار هجران؟
مردم ز جورت، آخر مردم، نه سنگ خارا

آخر مرا ببینی در پای خویش مرده
کاول ندیده بودم پایان این بلا را

باد صبا ندارد پیش تو راه، ورنه
با نالهای خونین بفرستمی صبا را

چون اوحدی بنالد، گویی که: صبر می‌کن
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا


اوحدی
دیدگاه ها (۲)

پیر ریاضت ما عشق تو بود، یاراگر تو شکیب داری، طاقت نماند ما ...

🌸❤پير رياضت ما عشق تو بود ، يارا گر تو شکيب داري ، طاقت نمان...

این بااااغ گلهای خوشگلو خوش عطر عقاقیو میخام تقدیم کنم ب...

پیر ریاضتِ ما عشقِ تو بود، یاراگر تو شکیب داری، طاقت نماند م...

نخستین بار گفتش کز کجائی<بگفت از دار ملک آشنائیبگفت آنجا به ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط