اگر تنهام شاید واقعا تقصیر من نباشه...

اگر تنهام شاید واقعا تقصیر من نباشه...
هر کی به من رسید خسته بود,هر کی به من رسید سینماشو با یکی دیگه رفته بود,توی بارون با یکی دیگه قدم زده بود, واسه یکی دیگه شعر خونده بود,یکی دیگه رو تا دانشگاه رسونده بود
آدما منو دیر پیدا میکنن مثل روز اول مدرسه که داشت می اومد سمت من! یکی دیگه رفت بهش گفت:با من دوست میشی؟
من تکیه دادم به حیاط مدرسه و ساندویچ نون و پنیرمو گاز زدم
میدونی,هر کی به من رسید...خسته بود,دیگه نایی نداشت واسه سینما و شهر بازی و دیوونه بازی زیر بارون... یاد گرفته بود بزرگ شه
نه...تقصیر من نیست که تنهام,اگر اونی که بهم میرسید خسته نبود,حتما عاشقم میشد

#ندا_پارسایی
دیدگاه ها (۳)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

intertwined fate of two enemies-part 18

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

اخرین دعا 32

Part 9

dark life = 48ات تمام شب رو با چشم‌های باز گذروند. روی تخت د...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

سلام😂 یه پارت کوتاه نوشتم برای کسانی که فردا میرن مدرسه💝🔥عشق...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

اگر تنهام شاید واقعا تقصیر من نباشه...هر کی به من رسید خسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط