عشق ...
عشق ...
چرا باید مفهوم ومعنای این واژه ی پر اهمیت را در فرهنگ لغات جسنجو کرد .ویا مراجعه به فرهنگهای مختلف برایش تفسیر و تعبییری پیدا کرد . چرا ادمی به درون خودش مراجعه نمیکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وبرای جستن وخواستن تلاشی معنا دار انجام نمیدهد .ساده دوست داشتن .عشق است . واهمیت ان در مفهوم نفس تو خوابیده .
نیاز به وجود ادمی از جنس خودش . <منظور ذات >وعشق زمینه کمالات انسانی را فراهم میکند .
ارزش عشق را درک کردن ومعیارهای لازمه را داشتن و اوج خواستن را واز همه مهمتر استمرار در مفهوم را یافتن . .
دنبال ریشه کلمه حرکت کردن .چه مفهومی را برایتان دربر دارد .مثلا می خواهیم مطلب ومقاله ای پر از قیل وقال نوشت . وبعد خاک بخورد . ویا نه من میخواهم پرواز را بیاموزم ودیگران را پر از محبت کنم واماده برای پذیرش دوست داشتن که معنای واقعی عشق است .
اشاره به بخشی از سخنان دل . که ارامش ذهن و تربیت نفس را دارد . عرفان .
بشنو از حق چون حکایت میکند .عشقبازان را هدایت میکند
گوید اول من شما را سوختم .راه ورسم عاشقی اموختم
در ازل من دام عشق انداختم تا شما را عاشق خود ساختم .
تا مجبی نیست محبوبی کجاست جاذبی گر نیست مجذوبی کجاست
گوش دل بده چکاوک .
تا تو را من لایق حود یافتم در دلت سودای عشق انداختم
عشق اول میکند دیوانه ات تا زما ومن کند بیگانه ات ...
حال بشنو تو نوای عشق را .
عشقچون در سینه ات ماوا کند عقل را سر گشته ورسوا کند .
خب یا حق .
چرا باید مفهوم ومعنای این واژه ی پر اهمیت را در فرهنگ لغات جسنجو کرد .ویا مراجعه به فرهنگهای مختلف برایش تفسیر و تعبییری پیدا کرد . چرا ادمی به درون خودش مراجعه نمیکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وبرای جستن وخواستن تلاشی معنا دار انجام نمیدهد .ساده دوست داشتن .عشق است . واهمیت ان در مفهوم نفس تو خوابیده .
نیاز به وجود ادمی از جنس خودش . <منظور ذات >وعشق زمینه کمالات انسانی را فراهم میکند .
ارزش عشق را درک کردن ومعیارهای لازمه را داشتن و اوج خواستن را واز همه مهمتر استمرار در مفهوم را یافتن . .
دنبال ریشه کلمه حرکت کردن .چه مفهومی را برایتان دربر دارد .مثلا می خواهیم مطلب ومقاله ای پر از قیل وقال نوشت . وبعد خاک بخورد . ویا نه من میخواهم پرواز را بیاموزم ودیگران را پر از محبت کنم واماده برای پذیرش دوست داشتن که معنای واقعی عشق است .
اشاره به بخشی از سخنان دل . که ارامش ذهن و تربیت نفس را دارد . عرفان .
بشنو از حق چون حکایت میکند .عشقبازان را هدایت میکند
گوید اول من شما را سوختم .راه ورسم عاشقی اموختم
در ازل من دام عشق انداختم تا شما را عاشق خود ساختم .
تا مجبی نیست محبوبی کجاست جاذبی گر نیست مجذوبی کجاست
گوش دل بده چکاوک .
تا تو را من لایق حود یافتم در دلت سودای عشق انداختم
عشق اول میکند دیوانه ات تا زما ومن کند بیگانه ات ...
حال بشنو تو نوای عشق را .
عشقچون در سینه ات ماوا کند عقل را سر گشته ورسوا کند .
خب یا حق .
- ۹۸
- ۳۰ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط