{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.آسمان را تنگ دیدم

.آسمان را تنگ دیدم
در خودم پرواز کردم
اولش پایان گرفتم
آخرش آغاز کردم
خیر بود آن شرّ ِ مطلق
استخاره باز کردم
دوستم دارد ؟ ندارد ؟
دوستم دارد ؟ ندارد ؟
.
سینه ی منصور پس زد
فهم ِ شطحـیـّـات ما را
هیچ کس نشناخت آخر
قاضی ِ حاجات ما را
بعد عمری عشق بازی
ذکر تسبیحات ِ ما را !!
دوستم دارد ؟ ندارد ؟
دوستم دارد ؟ ندارد ؟
.

بر سر ِ مردی ندیدم
سایه ی اُمّیدی از او
مو به مو بنویس ای باد
آنچه را که دیدی از او
آه ای باد ِ موافق
کاش میپرسیدی از او
دوستم دارد ؟ ندارد ؟
دوستم دارد؟ ندارد ؟

مثل جنگل ها بخشکم
مثل هیزم ها بسوزم
ناز شستش نوش جانش
هرچه آورده به روزم
هر که میداند بگوید
من نمیدانم هنوزم
دوستم دارد؟ ندارد ؟
دوستم دارد ؟ ندارد ؟

غیر پژمردن چه دارد
غنچه ی لب را شکفتن
دوری ِ بیدار خوش تر
از کنار یار خفتن
او به تخت افتاده بی من
من به شطحیّات گفتن
دوستم دارد...ندارد ...
دوستم دارد ...ندارد ...
دیدگاه ها (۱۲)

آسمان را تنگ دیدم در خودم پرواز کردم اولش پایان گرفتم آخرش آ...

این روزها که می‌گذرد، جور دیگرم.دیگر خیال و فکر تو افتاده از...

قایقی خواهم ساختبا کدوم عمر دراز؟؟؟نوح اگر کشتی ساخت،عمر خود...

آسمان را تنگ دیدمدر خودم پرواز کردماولش پایان گرفتمآخرش آغاز...

آسمان را تنگ دیدمدر خودم پرواز کردم اولش پایان گرفتمآخرش آغا...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

و هنوز #تـღـو ↬ رادر تار و پود شعرمیتوان نوشتــــمیشود داشتـ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط