خدایا...
خدایا...
چه برانی...
چه بخوانی...
چه به اوجم برسانی...
چه به خاکم بکشانی...
نه من آنم که برنجم...
نه تو آنی که برانی...
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم...
نه توآنی که گدایی را ننوازی به نگاهی...
در اگر باز نگردد...
نروم باز به جایی...
پشت دیوار نشینم...
چو گدا بر سر راهی...
کس به غیر از تو نخواهم...
چه بخواهی٬ چه نخواهی...
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...
#کورد
#کوردستان
چه برانی...
چه بخوانی...
چه به اوجم برسانی...
چه به خاکم بکشانی...
نه من آنم که برنجم...
نه تو آنی که برانی...
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم...
نه توآنی که گدایی را ننوازی به نگاهی...
در اگر باز نگردد...
نروم باز به جایی...
پشت دیوار نشینم...
چو گدا بر سر راهی...
کس به غیر از تو نخواهم...
چه بخواهی٬ چه نخواهی...
باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...
#کورد
#کوردستان
- ۲.۱k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط